سال 1382 تازه با کامپیوتر بطور جدی آشنا شدم. تا اون موقع فقط تو دانشگاه اونم واسه اینکه مثلاً واحد کامپیوتر داشتیم یه ترم با کامپیوتر فقط کیوبیسیک کار کردیم و آخر سر هم نفهمیدیم خارج از چهارچوب دانشگاه این برنامه به چه دردی میخوره و اصلاً چه لزومی داشت که ماهایی که رشتهی کامپیوتر نبودیم با یه همچین برنامهایی آشنا بشیم؟
اون موقع هنوز هفت گانههای ICDL تو محدودهایی که ما زندگی میکنیم مثل آب خوردن حیاتی نبود و میشد بدون اونا هم زندگی کرد و اصلاً آب تو دلت هم تکون نمیخورد
تا اون سال بطور جدی گذرم به کامپیوتر و کارای کامپیوتری نخورده بود و معمولاً اگه کاری داشتم، میدادم بیرون انجام بدن. اما اون سال خودمون کامپیوتر خریدیم و تصمیم گرفتم با این نرم افزارهای جورواجور دست و پنجه نرم کنم و این جوری شد که مهر ماه همون سال با دنیای نت هم آشنا شدم
اوائل آشنایی هر کسی با دنیای نت شاید فرق داشته باشه و یا شایدم نداشته باشه. نمیدونم. اما مطمئناً هر کی با دنیای نت آشنا شد معمولاً از چت رومها هم بیخبر نيست و یه خرده اطلاع داره که دنیا دست کیه! اما من هنوز نمیدونستم دنیای نت دست کیه و باید از یکی دو نفر میپرسیدم. واسه همین هم یه سری به این چت رومها زدم و این جوری شد که اواخر مهرماه 1382 سر و كلهي من توی دنیای نت هم پيدا شد
نمیدونم از شانس خوب من بود یا اینکه خدا دوسم داشت که همون اوائل، کاری کرد که شناخت خوبی از این دنیا داشته باشم و خیلی زود ماهیتش برام مشخص بشه و بیخودی وقتمو تو چت رومها تلف نکنم
راستی؟
اصلاً به قسمت و شانس اعتقاد دارین یا نه؟ چقدر فکر میکنین پیدا کردن یه دوست خوب اونم توي دنیای نت در اختیار خودتونه و چقدر شانس رو دخیل میدونین؟ حتی تو دنیای خارج از نت، هیچ فرقی نمیکنه. موضوع همون مسئلهی قرارگیری یه آدم تو مسیر زندگیه
من فکر میکنم شانس در این مورد امتیازش بیشتر از اختیار آدمه. واسه قرارگیری یه دوست خوب تو مسیر زندگی؛ شانس حرف اول رو میزنه اما واسه نگهداشتنش، اختیار خودت حرف اول رو میزنه و دیگه به شانس ربطی نداره. البته این نظر منه و نمیدونم شما چقدر باهاش موافقین
تقریباً 24 سال بود که فقط دنیای خودمو داشتم. افکار خودمو، ایدههای خودمو و هر چی رو که دیده بودم یا هر چی رو که خونده بودم و فکر میکردم درسته انجام میدادم. هیچ کس نبود که عقیدهایی برخلاف نظر من داشته باشه
من توی یه مجموعهی همگن بزرگ شده بودم. ناهمگنی نبود. چرا، تا اون سن و سال برام بوجود نیومده بود. کسی ازم دلیل یه کاری رو نپرسیده بود و من فکر میکردم همه چی درسته و هیچ مشکلی هم نیست و دنیا داره به روال عادی خودش پیش میره
تا اینکه وارد دنیای نت شدم
ادامه دارد ...


