و یه سلام دیگه
و یه جواب سلام دیگه
اما این بار فقط من دختری بودم از ایران، 24 ساله. همین
پسر خوبی به نظر میرسید و بسیار مؤدب بود. اما چشمم ترسیده بود. چقدر توي دنياي واقعي و حالا هم تو نت دختر محتاطي بودم، درجهاش بیشتر شده بود
وقتی خودشو معرفی کرد که 26 سالشه و داره از کشوری غیر از ایران با من حرف میزنه باورم نشد. فکر نمیکردم تو چت روم ایرانیها، از کشورای دیگه هم بتونن باشن. خب تا حالا با کسی حرف نزده بودم که بدونم چه خبره
هر کاری کردم باورم نشد. فکر کردم داره دروغ میگه. فکر کردم داره واسه جلب توجه این جوری خودی نشون میده
بندهی خدا، حالا میدونم اون روزا از دست سؤالا و کارای من چی کشیده. اما خیلی صبور بود. البته اونم اوائل باور نمیکرد که من چیزی از این دنیا نمیدونم. فکر میکرد دارم سر کارش میزارم. اما براش توضیح دادم که تازه اومدم و جالب اینجا بود که اون باورش شد. ولی من هنوز باور نکرده بودم که داره از یه جای دیگه غیر از ایران با من حرف میزنه. حتی شمارشو همون اوائل بهم داد که اگه باور ندارم زنگ بزنم تا خیالم راحت بشه که به من دروغ نگفته
من تا اون سن و سال به هیچ پسری زنگ نزده بودم. حالا هم دليلي واسه تماس گرفتن نميديدم. بیخیال شدم. هر جاي اين كرهي خاكي كه دلش ميخواست ميتونست باشه، چه اهمیتی براي من داشت؟ همین که آدم مؤدبی بود و میتونستم چند تا سؤال ازش بپرسم برام كفايت ميكرد
شب اول آشنایی با ایشون تازه از بیمارستان برگشته بودم (همراه خواهرم بودم كه تازه سزارين كرده بود) و خستگی صبح تا اون موقع نمیذاشت بخوابم، واسه همین هم رفته بودم نت
از فردا شبش که خواهرم برگشت خونه؛ چون مراقب حال و احوالش بودم، شبا وقت داشتم یه سری برم و باهاش حرف بزنم و درست به مدت 12 شب مدام هر شب یه ساعت با هم حرف میزدیم. آخه باید تا دیر وقت بیدار میموندم و از خواهرم مراقبت میکردم
ایشون اون چند شب شده بود هم صحبت من و گفته بودم موقعیتم رو که پرستار خواهرم هستم و واسه همینه که بیدارم و هر شب میتونم یه ساعت به خودم استراحت بدم و یه خرده گپ بزنم
و تازه اون مدت کوتاه یه خرده دیدم چقدر دنیای من با دنیای آدمای اطرافم فرق داره. یه چیزی هم هست به عنوان اختلاف. یکی شیعه میشه مثل ایشون و یکی سُنی شده مثل من
بحثای اون چند شب ما پیرامون اختلاف مذهبی گذشت. اگر چه دو سال از من بزرگتر بود اما یه دنیا تجربه بود و من همون چند شب فهمیدم که نه دو سال، بلکه بیست سال تجربش از من بیشتره شایدم خیلی بیشتر از بیست سال
ادامه دارد ...


